به وبسایت پرتال جامع افق خوش آمدید

تبلیغات

مطالب این تارنما با استفاده از اسکریپت هوشمند خبرخوان افق گردآوری شده است . درصورت مشاهده محتوای نامربوط لینک مطلب را گزارش دهید .

تبلیغات






اهتمام عالمان و عارفان به نماز جماعت

نماز جماعت اهتمام عالمان و عارفان به نماز جماعت

 مرحوم آخوند خراسانی، صاحب «کفایة الاصول » ، در ایام سال در دو نوبت صبح

و مغرب، اقدام به برپایی نماز جماعت می کرد. در ماه مبارک رمضان در سه نوبت

نماز را به جماعت می خواند. ایشان مقید به خواندن نوافل شبانه روزی نیز بود (1) .

× مرحوم آیت الله سید حسن خوانساری رحمه الله، هرگز نماز شب و زیارت عاشورا

و نماز جماعت را ترک نکرد و هرگاه به مسجد نمی رفت، در منزل با زن و فرزند

خود نماز جماعت می خواند. وی بسیار با انصاف بود و با افراد مستمند مواسات

می ورزید و در اصلاح امور مسلمان ها، اهتمام عجیبی داشت. حاکم خوانسار

فرمان داد: مسجد جامعی مخصوص او بسازند که همیشه نماز جمعه و جماعتش در

آن مسجد برپا می شد (2) .

× یکی از علما می گوید: در یکی از ماه های رمضان، از مرحوم حاج شیخ عباس

قمی رحمه الله خواهش کردیم که در مسجد گوهرشاد نماز جماعت برپا کند و امامت

آن را بپذیرد. ایشان اصرار و خواهش ما را قبول کرد و نماز ظهر و عصر را به

جماعت برپا نمود. هر روز جمعیت نمازگزاران فزونی می یافت. هنوز به ده روز

نرسیده بود که مردم اطلاع یافتند و جمعیت فوق العاده زیاد شد. یک روز پس از

اتمام نماز ظهر، آیت الله حاج شیخ عباس قمی به من گفت: «من امروز نمی توانم

نماز عصر بخوانم.» و از مسجد رفتند و دیگر آن سال را برای نماز جماعت نیامدند.

چون خدمت ایشان رسیدم و از علت ترک نماز پرسیدم، گفتند: حقیقت این است که

در رکوع رکعت چهارم متوجه شدم که صدای اقتدا کنندگان پشت سر من - که

می گفتند: «یا الله یاالله...» - از محلی دور به گوش می رسید. این صداها مرا

متوجه کرد که جمعیت زیادی برای نماز آمده اند و این، مرا شادمان کرد و

خوشم آمد. بنابراین من برای امامت نماز جماعت، شایسته نیستم و اهلیت ندارم (3) .»

× امام خمینی رحمه الله می فرمودند: در دوران رضاخان، من از یکی از ائمه

جماعت سؤال کردم: اگر یک وقت رضاخان لباس ها را ممنوع کند و اجازه

پوشیدن لباس روحانی به شما ندهد، چه کار می کنید؟ او گفت: ما توی منزل

می نشینیم و جایی نمی رویم.

گفتم: من اگر پیشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع می کرد، همان روز

با لباس تغییر یافته، به مسجد می آمدم و به اجتماع می رفتم. نباید اجتماع را

رها کرد و از مردم دور بود (4) .

× یک روز ملاعبدالله تستری رحمه الله به منزل شیخ بهایی رحمه الله رفت.

نزدیک ظهر شد، شیخ بهایی خواهش کرد که نماز ظهر و عصر را به امامت

ایشان بخوانند و به فیض ثواب جماعت نایل گردند. او قبول نمود و آماده برای

نماز شد; ولی ناگهان دیدند ملاعبدالله حرکت کرد و به منزل خود رفت. وقتی

برخی از دوستان علت را پرسیدند، گفت: می خواستم به نماز بایستم، ولی در

نفس چیزی احساس کردم از آن که مانند شیخ بهائی به من اقتدا می کند. متوجه

شدم که خلوص نیت ندارم (5) .

 



منبع این نوشته
اشتراک گذاری مطلب
تمامی حقوق این وب سایت برای گروه آواساز محفوظ است